عتاب یار پری چهره عاشقانه بکش
که یک کرشمه تلافی صد جفا بکند
ز ملک تا ملکوتش حجاب بردارند
هر آن که خدمت جام جهان نما بکند
طبیب عشق مسیحادم است و مشفق لیک
چو درد در تو نبیند که را دوا بکند
تو با خدای خود انداز کار و دل خوش دار
که رحم اگر نکند مدعی خدا بکند
ز بخت خفته ملولم بود که بیداری
به وقت فاتحه صبح یک دعا بکند
البر کامو
جهان
گهواره ی دشواری ها و پلشتی هاست,
نا خواسته به این جهان آمده ایم اما...
با قدم هایی خواسته,
به گودالهایش پا گذاشته ایم,
من به دنبال نگاهی نیستم
که مرا از تو رها کرد,
یا صدایی که که مرا....
از تو جدا کرد.
من مینویسم برای
دلی خسته از جور وستم زمانه...
پریشان احوال از بازی های روزگار,
وبی تاب دور نگاری بد فرجام.
من می نویسم تا آبی باشد
بر کوره داغ چشمانت
که اتش به وجودم کشید
و مرا از زندگی برید....
برگرفته از وبلاگ با من رک باش
یه بنام خدا هم برای شروع نوشتم. نمیدونم چطور شده.نظر حتما بدین.
به نام خداوند یکتا
به نام خداوند
خورشید و مهر خداوند ماه و زمین سپهر
خداوند
روزی ده و رهنمای خداوند هوی و خداوند های
خداوند
یکتا ، خداوند پاک خداوند جان ، خداوند خاک
خداوند
جان و خداوند روح خداوند کاه و خداوند روح
خداوند
پور و خداوند تار خداوند مور و خداوند مار
خداوند
رعیت، خداوند شا خداوند بنده ، خدای گدا
خداوند
آگاه ، خدای خبیر خداوند مشک و خدای عبیر
خداوند
من ، خدای صمد خداوند تو ، خدای احد
خداوند
دانا ، خدای علیم خداوند رحمان ، خدای رحیم
خداوند
عشق و خداوند مهر خداوند دانا به هر مکر و سحر
حداوند
روح و خداوند جود خداوند نوح و خداوند هود
خداوند
نور و خدای مبین خدای محمد ، خدای امین
« احسان »